لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ
از ساحت اسلام بدور است تكرار آيات براى تأكيد و بيشتر مجسم كردن اين مطلب مىباشد ، شرك بايد از بين برود ، بخاطر شرك تار مويى هم از توحيد نبايد كاسته بشود ، بلى مىتوان به كفار و مشركان گفت :
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ
ولى نمىشود با آنها سازش كرد يعنى متاركه نه سازش .
از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه منقول است : قريش به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفتند : يك سال خدايان ما را بپرست ، يك سال هم ما خداى تو را بپرستيم باز يك سال تو خدايان ما را بپرستى ، ما نيز يك سال خداى تو را بپرستيم ، خداوند مانند گفته آنها جواب فرمود .
نقل شده : ابو شاكر ديصانى از علّت تكرار آيات سؤال كرد ، ابو جعفر احول كه از او سؤال شده بود جوابى نتوانست ، چون به مدينه آمد ، امام صادق عليه السّلام اين شأن نزول را به او ياد داد ، او در كوفه بابى شاكر گفت : ابو شاكر جواب داد : اين سخن را شتران از حجاز آوردهاند .
به هر حال اين سوره از يك عدم سازش ميان اسلام و كفر حكايت دارد كه بايد پيوسته ملاك عمل قرار گيرد .
متأسفانه اكثر دولتهاى اسلامى مخصوصا دولت عربستان ( محل نزول اين سوره ) سازش با ابرقدرتهاى كافر را در برنامهء زندگى خود گذاشته و كفار را همه كارهء خود كرده است .
1 - 3 -
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ
.
منظور از « الكافرون » كفار معهود و مخاطب آن حضرت هستند ، وصف كافرون علت « لا اعبد » است . در كشاف گويد : « لا » فقط به مضارعى داخل مىشود كه در آن معناى استقبال باشد ، چنان كه « ما » بمضارعى كه فقط در معناى حال باشد على هذا « لا اعبد » دلالت بر دوام دارد يعنى : عبادت نمىكنم معبودهاى شما را نه