قَالَ رَبِّ احْكُم بِالْحَقِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ « 1 » .
« گفت : اى پروردگار من ! به حق داورى كن و پروردگار ما بخشاينده است و به رغم آنچه مىگوييد همه از او يارى مىجويند . »
پ - حضرت يعقوب نيز كه دلدادهء حضرت يوسف ، پسرش ، بود چگونه مىبايست مصيبت گم شدن يا از دست دادن يوسف را تحمّل مىكرد ؟ تنها به واسطهء پناه بردن و يارى جُستن از خدا . خداوند مىفرمايد :
وَجَاءُوا عَلَى قَميِصهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ « 2 » .
« جامهاش را كه به خون دروغين آغشته بود آوردند . گفت : نفس شما كارى را در نظرتان بياراسته است اكنون براى من صبر جميل بهتر است و خداست كه دراين باره از او يارى بايد خواست . »
ت - هنگامى كه حضرت يوسف ، مخيّر شد كه زندان را برگزيند يا تسليم مكر آن زنان گردد ، خدا را خواند و خداوند او را يارى رساند . خداوند مىفرمايد :
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَ وَأَكُن مِنَ الْجَاهِلِينَ « 3 » .
« گفت : اى پروردگار من ! براى من زندان دوست داشتنىتر است از آنچه مرا بدان مىخوانند و اگر كار اين زنان را از من نگردانى به آنها ميل مىكنم و در شمار نادانان درمىآيم . »
ث - بار ديگر هنگامى كه برادران يوسف خواستند برادرشان را از پدرشان جدا كنند چنان كه قرآن ، نقل مىكند ، او بديشان چنين گفت :
قَالَ هَلْ ءَامَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ « 4 » .
« گفت : آيا او را به شما بسپارم همچنين كه برادرش را پيش از اين به شما سپردم ؟ خدا بهترين
هامش
( 1 ) - سورهء انبياء ، آيهء 112 .
( 2 ) - سورهء يوسف ، آيهء 18 .
( 3 ) - سورهء يوسف ، آيهء 33 .
( 4 ) - سورهء يوسف ، آيهء 64 .