بخش دوم - نماز ، شعار ايمان
اوّل - نماز از تجلّيات ايمان
الف - خداوند مىفرمايد :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ * الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ * أُوْلئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ « 1 »
« مؤمنان كسانى هستند كه چون نام خدا برده شود خوف بر دلهايشان چيره گردد و چون آيات خدا بر آنان خوانده شود ايمانشان افزون گردد و بر پروردگارشان توكّل مىكنند * همان كسان كه نماز مىگزارند و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مىكنند * اينان مؤمنان حقيقى هستند ؛ براى آنان درجاتى نزد پروردگارشان است و براى آنها ، آمرزش و روزى بىنقص و عيب است . »
ايمان همان عاملى است كه در دل به صورت « ترس از خدا » در عقل به گونهء « يقين » ، در عمل به شكل « توكّل به خدا » ، در رفتار به صورت « نماز » و در اقتصاد به شكل « انفاق » تجلّى مىيابد ، هرگاه اين ويژگيها را كه در آغاز سورهء انفال آمدهاند ، از نظر بگذارنيم ، در خواهيم يافت كه ميان « ايمان و حقايق » در واقعيت نمادى پيدا مىشود كه پيوندى بر قرار مىكند و آن واقعيّتى است كه ما را ز تاريكهاى خود
هامش
( 1 ) - سورهء انفال ، آيات 2 - 4 .