گزيدهء سخن
شيوه درست شناخت ايمان و حقايق بزرگى همچون علم ، عقل ، روح و وجود كه با آنها همنفس هستيم ، ولى آگاهى ما از آنها اندك است چيست ؟ اينها همه تنها يك پاسخ دارند :
شناخت نشانههاى اين حقايق و معرفت به پيامدهاى آنها ، زيرا گاهى واژهها ما را از اين حقايق دور نموده و وامىدارند تا مفاهيمى را تخيّل كنيم و آنگاه اين مفاهيم را حقيقت بپنداريم .
پس هرگاه آثار ايمان را شناختيم و سپس اين آثار را در عرصهء واقعيّت كاويديم و به نمونههاى واقعى ايمان در نفس خويش و به حقايق ايمانى كه در دلهايمان احساسشان مىكنيم بازگشت كرديم و هرگاه اين روند را بارها تكرار نموديم مىتوانيم بگوييم كه به مفاهيم ايمان و برخى حقايق آن دست يافتهايم .
پس « ايمان » روحى در « قلب » انسان است كه او را وامىدارد تا در برابر حق تسليم گردد .
آهنگى روحانى است كه در عمل صالح تجلّى مىيابد و كلمهء « تقوى » است كه در تعهّد نسبت به « حدود الهى » جلوهگر مىشود و رخنه به عرصهء دانش است آنگاه كه تسليم روانى نسبت به حق و اعتراف بدان جلوهگر مىشود .
در حديثى از امام صادق عليه السلام رسيده است كه فرمود : « دل ، دو گوش دارد و هرگاه بنده بخواهد گناهى انجام دهد روح ايمان به او مىگويد : چنين نكن و شيطان به او مىگويد :
چنين كن و هرگاه شخص بر شكم زنى ( براى انجام عمل حرام ) قرار گرفته باشد روح ايمان از وجود او رخت برمىبندد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 2 ، ص 267 . بحارالانوار ، ج 69 ، ص 198 .