تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايمان زيربناى شريعت (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِم بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ . . . « 1 » . « آنهايى كه به ناحق از ديارشان رانده شده‌اند جز آن بود كه مىگفتند : پروردگار ما خدايى يكتاست ؟ . . . » پس حق در اينجا نيز به مفهوم سلطه و يا اختياراتى است كه از سوى خدا براى شخص يا حكومتى داده شده . 5 - مردم بر سر اموال خود با يكديگر اختلاف مىيابند ، برخى از آنها بر حق مىباشند و برخى ادّعايى باطل دارند ، پس ناگريز بايد به دين و پذيرش داورىِ دين براى آنها و يا بر آنها تن داد ، ولى منافقان آن هنگام كه حق براى ايشان است بدان اعتراف مىكنند و اگر بر آنها باشد از آن روى برمىتابند . خداوند متعال مىفرمايد : وَإِن يَكُن لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ « 2 » . « و اگر حق با آنها باشد با سرعت و تسليم به سوى او مىآيند . » پس حق در اينجا همان مال يا سلطه يا دارايى يا همان ادّعاى صحيح است .

بيست و دو - كرانه‌هاى ايمان به حق :

1 - هنگامى كه قلب ايمان مىآورد ، اعضاء ، خشوع مىيابند . خداوند گروهى از مؤمنان به حق را كه نسبت بدان آگاهند چنين توصيف مىكند : وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ . . . « 3 » . « و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر نازل شده بشنوند ، چشمهاى آنها را مىبينى كه ( از شوق ، ) اشك مىريزد ، بخاطر حقيقتى كه دريافته‌اند . . . » 2 - آگاه به حق بايد به حق سخن گويد و چيزى از آن را به زبان نياورد مگر آنچه مىداند ، بويژه امورى كه با وحى ( به عنوان خاستگاه شرعى حق ) در پيوند است .
هامش
( 1 ) - سورهء حجّ ، آيهء 40 . ( 2 ) - سورهء نور ، آيهء 49 . ( 3 ) - سورهء مائده ، آيهء 83 .