مىگويند . ميان آنها نيز به حق داورى گردد و گفته شود كه ستايش از آن خدايى است كه پروردگار جهانيان است . »
7 - خداوند متعال مىفرمايد :
. . . وَاللَّهُ لَايَسْتَحْىِ مِنَ الْحَقِّ . . . « 1 » .
« . . . ولى خدا از گفتن حق شرم نمىدارد . . . »
پانزده - خداوند حق را چنين استوار مىدارد :
خداوند از داستان يوسف در محقّق كردن حق مثالى مىآورد ، و اين زمانى است كه زن عزيز پس از انكارى طولانى به گناه خود اعتراف مىكند . خداوند مىفرمايد :
. . . قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزيِزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ « 2 » .
« . . . زن عزيز گفت : اكنون حق آشكار شد . من درپى كامجويى از او مىبودم و او در زمره راستگويان است . »
شانزده - ميزان حق :
ايمان به حق ، مستلزم پيروى از آن است ولى چگونه مىتوان بدون شناخت حق به پيروى از آن پرداخت . گاهى شناخت حق ، اجمالى است و براى پيروى كامل آن كفايت نمىكند . اين بدان مىماند كه اگر ما مرزهاى زمين خود را بدانيم خواهيم دانست در آن چگونه دخل و تصرف كنيم در حالى كه اگر از اين آگاهى برخوردار نباشيم ممكن است درخت خود را در زمين ديگرى بكاريم ، و در اين صورت ديگر از حق كامل پيروى نكردهايم .
نيز اگر بدانيم كه فلان كس مبلغى از ما طلبكار است آيا بدون دانستن مقدار دقيق آن مىتوانيم حق او را تمام و كمال بپردازيم ؟
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ، آيهء 53 .
( 2 ) - سورهء يوسف ، آيهء 51 .