52 -
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً
منظور از صحف كتابى آسمانى است آيه حاكى از استكبار آنهاست يعنى اعراضشان به علت آنست كه خود را چنان بزرگ مىدانند كه مىخواهند هر يك پيامبر داراى كتاب باشند و در عين حال تحقير است نسبت به قرآن مجيد ، نظير آيهء :
لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ . . .
انعام / 124 و نظير
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
زخرف / 31 .
53 -
كَلَّا بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ
اعراض است از آيهء قبلى ، يعنى : خواستن كتاب آسمانى يك ادعاى ظاهرى و عذر ساخته است ، علّت اصلى اعراض آنها ، عدم خوف يعنى عدم ايمان به آخرت است ، اين مطلب در بسيارى از آيات آمده است .
54 و 55 -
كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ
ردع دوم است از
بَلْ يُرِيدُ . . .
يعنى : نه به آنها كتاب آسمانى نخواهيم داد بلكه قرآن براى آنها تذكره است و با وجود آن احتياج به كتاب ديگرى نيست . هر كس بخواهد با آن متذكر مىشود ، اين اختيار به او داده شده است « انه » راجع به قرآن و تأنيث « تذكرة » راجع به آيات قرآن است .
56 -
وَ ما يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
از آيه
فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ
ممكن است كسى چنان فهميده كه آنها در خواستن مستقل هستند و خواستن و نخواستن ربطى به خدا ندارد ، جواب آنست كه : اين اختيار از جانب خدا به آنها تفويض شده است به عبارت ديگر : خدا با ارادهء تكوينيه خود خواسته كه انسان داراى اختيار در فعل و ترك باشد و او را چنين آفريده است و اگر چنين نبود آنها صاحب اختيار نمىشدند ، النهايه خداوند از اول چنين اراده فرموده است فعل « ان يشاء » حاكى است كه خدا به اين مشيت پيوسته