داده شدن نامهء عمل به دست چپ علامت اهل آتش بودن است ، در بعضى از آيات آمده :
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ
انشقاق / 10 ، هاء در « كتابيه - حسابيه » براى سكت و توقّف است . اين گونه انسانها آرزو خواهند كرد كه اى كاش نامهء عمل به دست آنها داده نمىشد و از آن بىخبر بودند .
27 -
يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ
.
گفتهاند ضمير « ليتها » راجع است به « موته اولى » ، يعنى اى كاش مرگ اولى كارم را تمام مىكرد و معدوم مىشدم و ديگر زنده نمىگشتم . نظير :
وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً
نبأ / 40 .
28 و 29 -
ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ
.
دو جمله است كه حكايت از حسرت و تأسف دارد ، هاء « ماليه - سلطانيه » براى وقف و سكت است .
30 و 31 -
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ
.
خطاب است از جانب خدا به ملائكه غلاظ شداد ، ظاهر آيه آنست كه اوّل دست و پايش را با غلّ به گردن مىبندند و آن گاه به آتش مىاندازند احتمال دارد كه آنها زنجيرهاى عادى و مادى باشند و شايد ملكههاى شرك و كفر و عصيان باشد كه به شكل زنجيرها در آمدهاند .
32 -
ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ
.
يعنى سپس در زنجيرى كه طولش هفتاد ذراع است داخلش كنيد ، در آيات ديگر نيز از اين تعبيرها آمده است مانند :
إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالًا وَ سَعِيراً
دهر / 4
إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ
غافر / 71 ، خدا به حقيقت مرادش آگاهتر است .
33 و 34 -
إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ