صَفًّا
كهف / 48 .
صريحتر از آن
يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ
مؤمن / 16 است
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ
طارق / 9 .
19 -
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ
.
اين تعبير در سورهء اسراء / 71 گذشت و در انشقاق / 7 خواهد آمد ، داده شدن كتاب به دست راست دليل نيكو كار و اهل بهشت بودن است واقعيت آن را جز خدا و اولياء خدا كسى نمىداند .
« هاؤم » خطاب به ملائكه است كه آن را بخوانند و اجازهء بهشت بدهند طبرسى خطاب به اهل قيامت فرموده است .
20 -
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ
.
اهل تفسير ظنّ را يقين معنى كردهاند يعنى من در دنيا يقين كردم كه در آخرت حساب خويش را ملاقات خواهم كرد ، گويى آن يك نوع تعليل است ، يعنى علت دادن كتاب به دست راستم آنست كه در دنيا به حساب يقين كردم و خودم را اصلاح نمودم .
ناگفته نماند : از آيهء
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
بقره / 258 معلوم مىشود كه ندانستن كيفيت معاد و اضطراب قلب در آن باره ، مخالف عقيده به معاد نيست ، لذا به نظر مىآيد : آمدن « ظننت » به جاى « ايقنت » به علت خلجانهاى باطن آنها در كيفيت رسيدن به حساب بوده است و اللَّه العالم .
21 - 23 -
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ قُطُوفُها دانِيَةٌ
.
نسبت رضا به عيش از باب مجاز عقلى است
عِيشَةٍ راضِيَةٍ
زندگيى را گويند كه صاحبش از آن راضى است ، مراد از دانى بودن ميوهها ، در دسترس