مىكنند ، يكديگر را مىبينند : با هم ارتباط دارند ، اما ميان آن دو در ايمان و عمل و اخلاص و طرز فكر و ايثار و غير آن ، چنان كه فاصله دارد كه هر يك موجود عليحدهاند و هر يك از ديار ديگر مىباشند و مانند نور و ظلمت قابل جمع نيستند .
به نظر مىآيد : « باب » همان ارتباط دنياست كه در آخرت به صورت درب مجسم مىشود و يكديگر را مىبينند همانطور كه در دنيا مىديدند ، و ديوار همان تفاوت دنيايى است كه آنها را از هم جدا خواهد نمود .
14 -
يُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قالُوا بَلى وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ
.
يعنى : پس از زده شدن ديوار ، و كنار شدن از هم ، منافقان مؤمنان را خطاب كنند : آيا ما در دنيا با شما نبوديم پس چرا چنين شد ؟ ! مؤمنان جواب دهند : آرى ، ليكن شما خود را به فتنه و عذاب انداختيد .
« تربصتم » : منتظر مانديد كه پيشامدى بيايد ، اسلام و اهل آن را منقرض كند ، مثل :
الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ . . .
نساء / 141 .
وَ ارْتَبْتُمْ
: در دينتان شك كرديد ، عقيده جازم نداشتيد ، معلوم مىشود كه با كمى دقت و تأمل ، شك ، قابل از بين رفتن است .
غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ
مراد مشغول شدن به كارهاى دنياى فانى است . نه اميدوار بودن به زوال اسلام ، زيرا آن در « تربصتم » گذشت .
حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ
.
مقصود از
أَمْرُ اللَّهِ
مرگ و از « الغرور » شيطان يا دنياست . گويى :
غَرَّكُمْ بِاللَّهِ . . .
عامل اصلى همه اوصاف بالايى است « غركم » به معنى جرى كردن و جسور كردن مىباشد . با دقّت در كلمات فوق معلوم مىشود : همه بدبختىها ناشى از افكار ناپاك بوده است .