الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
.
سخن خدا يا ملائكه است خطاب به مؤمنين ، بشرى به معنى « ما يبشر به » مىباشد ، تقدم « هو » مفيد حصر است ، يعنى نجات واقعى جز اين نيست ، آيه شامل مؤمنان از همه امتهاست .
13 -
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ
.
مىشود « يوم » ظرف « بشراكم » و يا به تقدير « اذكر » باشد ، معلوم است كه منافقان غرق در ظلمت خواهند بود و با ديدن نور مؤمنان تقاضا خواهند كرد كه مؤمنان در رفتن ، حال آنها را مراعات كنند .
قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً
.
اشاره است به آنكه ، شما نمىتوانيد از اين نور استفاده كنيد ( آن مانند قوهء بينايى است كه فقط صاحب چشم از آن بهره مىبرد ) .
« قيل . . . » سخن ملائكه يا سخن اصحاب اعراف است ، منظور از « ورائكم » ظاهرا دنياست يعنى بر گرديد به دنيا ، ايمان و عمل بياوريد تا براى شما نور باشد ، به قولى اين سخن تهكّم و استهزاء است « نورا » يعنى « نورا غير نور المؤمنين » .
فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ
يعنى ميان مؤمنان و منافقان ديوارى و حائلى زده مىشود كه باطنش و طرف مؤمنان پر از رحمت و در ظاهرش و طرف منافقان عذاب هست . « من قبله » نشان مىدهد كه آن ديوار عذاب زاست ، و نيز آن ديوار درى دارد ( كه از آن يكديگر را مىبينند ) .
ناگفته نماند : در اين زندگى ، مؤمن و منافق در يك محيط زندگى