تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
5 - به احتمال نزديك به يقين همهء سوره به يك بار نازل شده است دليلى بر نزول تدريجى آن نيست . 6 - دقت در آيات آن نشان مىدهد كه بعضى از مشركان خواسته : افسانه‌هايى در مقابل قرآن براى مردم بخواند و بگويد : اين سخنان با نقلهاى قرآن و حكايتهاى آن چه فرق دارد ؟ محكوم كردن آن ادعاى پوچ سبب نزول سوره گرديده . در مجمع البيان از كلبى نقل شده : آيهء
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ
دربارهء نضر بن حرث بن علقمه . . . نازل شد ، او اهل تجارت بود ، به ايران سفر مىكرد و اخبار عجم را مىآموخت و به قريش نقل مىكرد و مىگفت محمّد شما را حديث عاد و ثمود مىگويد من نيز حديث رستم و اسفنديار و حكايات كسرىها را نقل مىكنم مشركان به سخنان او گوش كرده و از شنيدن قرآن امتناع مىكردند . ولى به نظر مىآيد كه اين جريان سبب نزول همهء سوره است نه فقط آيه
وَ مِنَ النَّاسِ . . .
على هذا اين سورهء با نقل حكايت لقمان نشان مىدهد كه قرآن مجيد با بيان اين حكايات به انسان جهت مىدهد و او را تربيت مىكند و در مسير توحيد و سعادت مياندازد ولى داستان رستم و اسفنديار لهو الحديث است ، سازندگى ندارد . يعنى : قرآن كتابى است كه خواندن آن ، نظامات جهان را به انسان مىفهماند و او را مصداق
يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
مىكند و موحد و مفيد مىگرداند ولى داستان رستم و اسفنديار انسان را كور مىكند ، « اين التراب و رب الارباب » -
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ
يوسف / 111 .