صادق الوعد و ادريس در صورتهاى بسيار عالى توحيدى بيان شده است ، سپس به جريان اقوامى كه در پى آنها آمده ولى زحمات آنها را به هدر دادهاند اشاره رفته است و آن گاه مقدارى از حالات مشركان و انكار معاد به وسيله آنها ، به ميان آمده و در آخر فرموده است
فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا
.
از همهء اينها فهميده مىشود كه شأن نزول بخصوصى در اين سوره نبوده است بلكه خداوند حالات نيكان را بيان فرموده و به جريان بدكاران اشاره كرده و آن گاه گفته است : خواستهايم با اين آيات نيكوكاران را بشارت دهى و بدكاران را انذار نمايى ، على هذا وضع آن روز مقتضى نزول چنين سوره بوده است .
در ضمن آيات
وَ يَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا
/ 66
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً
/ 88 و امثال آن نيز مىتواند دخالتى در نزول آن داشته باشد .