تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
است و گرنه گوساله از لحاظ جسم بودن ، محدود بودن و . . . نمىتوانست معبود باشد ، چهارم :
اتَّخَذُوهُ . . .
دليل اتخاذ عجل است يعنى با اين وضوح كه گوساله نمىشود معبود باشد آن را پرستيدند به علت آنكه ظالم بودند و اين ادامهء ظلم آنها بود زيرا كه :
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
لقمان / 13 ، اين نظير
ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ
بقره / 51 . 149 -
وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
. اين پشيمانى و توجه به مغفرت خدا بعد از آمدن موسى و متوجه كردن آنها بود ، در سورهء طه آمده كه در جواب هارون گفته بودند : تا آمدن موسى به عبادت گوساله ادامه خواهيم داد :
قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى
طه / 91 على هذا اين آيه لازم بود بعد از آيهء بعدى آيد ، در الميزان فرموده : گويا علّت تقدم ، شمول آن بر ندامت و حسرت است و سزاوار بود كه بلا فاصله بعد از اتخاذ عجل گفته شود ، در مجمع البيان فرموده : نائب فاعل « سقط » كلمه « بلا » است يعنى : چون بلا و گرفتارى در ميانشان افتاد و آن را احساس كردند . على هذا جمله :
وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا
بيان آنست ، بهر حال
سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ
يك مثل است و بهر حال پس از پى بردن به ضلالت ، رو به خدا آورده و از خدا چاره جويى نمودند . 150 -
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ
. اينكه موسى اندوهگين و خشمگين برگشت بدان علت بود كه خدا در طور موسى را از قضيهء سامرى مطلع كرده بود ، در سورهء طه آمده :
قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ
طه / 85
أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ
عجله آنست
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 7 | على اكبر قرشى بنابى