تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
غيب مخصوص و غيب مبذول چنان كه از آيهء 188 روشن شد دانستن غيب مخصوص به خداست :
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ
نمل / 65 ، ممكن است مراد از آن غيبهاى پنجگانه باشد كه در آيهء
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
لقمان / 34 ولى ظهور آيات در آن است كه به هيچ يك از غيبها كسى جز خدا راهى ندارد . به هر حال اين حكم اولى علم به غيب است ولى در نوبت ثانوى ممكن است خداوند بعضى از علمهاى غيب را به بندگان صالح مانند پيامبران و امامان تعليم دهد كه اينها غيب مبذول و در واقع علم هستند كه از جانب خدا تعليم داده شده است چنان كه اخبار پيامبران گذشته و اخبار قيامت از همين قبيل است ، قرآن فرمايد :
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ . . .
هود / 49 در جاى ديگر فرموده خدا غيب خود را به پيامبرى كه از او راضى است اظهار مىكند :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ . . .
جن / 26 و 27 . از اينجاست كه غيبهاى بسيارى از رسول خدا و امامان عليهم السّلام نقل شده است ، رسول خدا آنها را به ياران خود مخصوصا به على عليه السّلام بيان فرموده بود و چون به هنگام نقل بعضى از آنها از امام سؤال مىشد كه علم غيب مىدانى ؟ در جواب مىفرمود : اين علمى است كه رسول خدا به من آموخته است « علم علمنيه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله » از همين باب است كه عيسى به مردم مىگفت از آنچه مىخوريد و در خانه‌هايتان ذخيره مىكنيد به شما خبر مىدهم ( آل عمران / 49 ) و يوسف به دو زندانى گفت : يكى از شما ساقى شاه مىشود و ديگرى به دار زده شده ، پرندگان گوشت سر او را مىخورند ( يوسف / 37 ) و در آنجاست كه فرمود :
ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي