تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
49 - بعضى از آنها مىگويد : به من اجازه بده ( كه بمانم ) و به فتنه‌ام ميانداز بدانيد كه در فتنه افتادند و جهنم به كافران احاطه كرده است . 50 - اگر به تو خوبى رسد غمگينشان مىكند و اگر به تو مصيبتى رسد مىگويند ما تصميم خود را از اول گرفتيم ، آن گاه شادمان و بى اعتنا بر مىگردند . 51 - بگو : هرگز بما نمىرسد مگر آنچه خدا براى ما نوشته است او سرپرست ماست ، مؤمنان بر خدا توكل كنند . 52 - بگو آيا براى ما جز يكى از دو خوبى را انتظار مىداريد ؟ ولى ما منتظريم كه خدا به شما عذابى از جانب خود و يا به دست ما برساند پس منتظر بمانيد كه ما با شما منتظرانيم . 53 - بگو انفاق كنيد به رغبت يا اكراه ، هرگز از شما پذيرفته نيست كه قومى فاسق هستيد 54 - باز نداشت آنها را از قبول شدن انفاقشان ، مگر آنكه به خدا و رسولش كافر شده‌اند ، به نماز فقط در بيحالى و سستى مىآيند و انفاق را فقط از روى اكراه مىكنند . 55 - اموال و اولاد آنها تو را به اعجاب واندارد ، خدا مىخواهد كه آنها را با اموال و اولاد در زندگى دنيا به عذاب و رنج دركشد و در حال كفر روحشان از قالب تن بيرون رود . 56 - به خدا سوگند مىخورند كه از شما هستند از شما نيستند ليكن قومى ترسو هستند . 57 - اگر پناهگاه ، يا غارها و يا راه فرارى مىيافتند شتابان به سوى آن برمىگشتند .

كلمه‌ها

تفتنى : فتنة . امتحان ، وسيلهء امتحان ، شدت عذاب ، شرك . فتن در اصل گذاشتن طلا در آتش است براى امتحان « لا تفتنى » به فتنه نيانداز مرا . فرحون : شادمانان . مفرد آن فرح ( به فتح اول و كسر دوم ) است . شادى