تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
مراد از كلمهء حسنى وعدهء پيروزى است كه موسى به آنها در
عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ
اعراف / 129 داده بود ، تمام شدن كلمه ، عملى شدن و واقع شدن آنست ، علت آن پيروزى همان استقامت آنها در تحمل شدائد و پيوستن به موسى بود .
وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ
به نظر مىآيد مراد از
ما كانُوا يَعْرِشُونَ
باغات و داربستها باشد ، منظور از تدمير ظاهرا بىصاحب ماندن و خراب شدن است در جاى ديگر آمده :
كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ
دخان / 25 . 138 -
وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
. بنى اسرائيل در دين ابراهيم و اسماعيل و اسحق بودند ولى چنان كه طبيعى است فرهنگ قوم غنى و غالب در زير دستان اثر مىگذارد ، لذا بت پرستى مصريان در روح آنها اثر گذاشته بود و با ديدن آن قوم بت پرست چنان درخواستى از موسى كردند ، در تفسير برهان نقل شده : رأس الجالوت ( يكى از يهود ) به على عليه السّلام گفت : بعد از پيامبرتان سى سال درنگ نكرديد تا به روى هم شمشير كشيديد ، امام در جواب فرمود : شما قدمهايتان از آب دريا خشك نشده بود كه گفتيد :
يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
تصور كنيد موسى آن منادى توحيد از اين درخواست جاهلانه چه حالى خواهد داشت - لذا سه جور به آنها جواب داد اول :
قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ
حقا شما قومى هستيد نادان ، آمدن « تجهلون » شايد براى آن باشد كه جهالت در شما استمرار دارد حتى بعد از ديدن آن همه آيات خدا اين جريان ظاهرا اولين ماجراى آنها در صحراى سينا است . 139 -
إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
.