بر آنها كه چنين نيستند برترى دارند
وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى
روشن مىكند كه اين در صورتى است كه احتياج به شركت آنها نباشد ولى وقتى كه از طرف امام و سرپرست مسلمين به جنگ خوانده شدند عدم شركت گناه كبيره است ، آيهء شريفه صورت واجب كفايى را بيان مىكند
وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً
اين جمله برترى مجاهدين را تكرار نموده و نشستگان را نيز تشويق مىكند ، اما آنهايى كه در پشت جبهه و در شهرها هستند بايد همه گونه كمك بنمايند .
96 -
دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
.
اين آيه بيان اجر در آيهء قبلى است « درجات » در اين آيه با « درجة » در آيهء قبلى كه مفرد آمده منافاتى ندارد زيرا كه آن بيان
فَضَّلَ اللَّهُ . . .
كه مطلق است و با « درجات » قابل جمع مىباشد « مغفرة » حكايت دارد كه جهاد موجب آمرزش گناهان نيز هست . وصف غفور و رحيم ظاهرا بتناسب هر دو آيه است .
97 -
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها
.
اينها كسانى هستند كه قدرت مهاجرت داشتهاند ولى مهاجرت نكرده و در ديار كفر ماندهاند ، در نتيجه نه در پيشبرد توحيد سهمى داشته و نه موحد زندگى كردهاند اينها در برزخ مورد استيضاح ملائكه قرار مىگيرند و عذرشان پذيرفته نمىشود ، اين آيه دلالت بر وجود عالم برزخ دارد و نيز بر وجوب هجرت از ديار كفر . انسان بايد براى زندگى محلى انتخاب كند كه بتواند مسلمان زندگى كند .
فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً
يعنى : عذرشان پذيرفته نيست و اهل عذابند . لازم بود هجرت كنند و در اين زمين وسيع براى مكتبشان و خودشان جايى پيدا نمايند .