و واضح الدلاله و آيات متشابه كه مراد و مصداق خارجى آنها روشن نيست ، بعد اضافه مىكند كه مردم در تلقّى قرآن دو گونهاند يكى اشخاص منحرف القلب كه به قصد فتنهانگيزى و يافتن مصداق خارجى ، بمتشابهات قرآن روى مىآورند ، ديگرى راسخون در علم و سليم القلبها كه بمتشابهات ايمان مىآورند و گويند :
همهء قرآن چه محكم و چه متشابه از جانب خداى ماست و از خدا مىخواهند كه پيوسته در آن حال بمانند و در رابطه با آخرت ( كه مقدارى از آيات آن متشابهند ) مىگويند : خدايا تو مردم را براى قيامت جمع خواهى كرد ، وعدهات تخلّف پذير نيست .
7 -
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ
اين قسمت از آيه چنان كه مىبينيم قرآن را به دو بخش محكم و متشابه تقسيم مىكنند ، اساس و پايه بودن محكمات از آن جهت است كه معانى آنها كاملا روشن و آشكار است و جنبهء عملى دارند نه عقيدتى ، هر وقت مىتوان با مراجعه به آنها دستورهاى خدا را دانست و در زندگى پياده نمود .
آيات متشابه آياتى هستند كه بيشتر جنبهء عقيدتى دارند ، مثل
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ
قدر / 4 پياده شدن و كيفيّت وقوع خارجى آنها بر ما پوشيده است و تا در دنيا هستيم بر ما روشن نمىشود و حتى با بر گرداندن آنها بمحكمات ، باز اين قفل گشوده نخواهد شد .
فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ
.
يعنى كج انديشان به متشابهات روى مىآورند ، به دو علّت : يكى براى فتنه انگيزى ، ديگرى براى دانستن تأويل آنها ، با آنكه تأويل متشابه را جز خدا كسى نمىداند .
ضمير « تأويله » در هر دو مورد ، به
ما تَشابَهَ
بر مىگردد تأويل در قرآن مجيد گاهى بمعنى نتيجه و عاقبت كار است مانند
أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا