امّ : اساس . پايه . اصل .
اخر : ديگرىها ، آن ( بر وزن صرد ) جمع آخر ( بر وزن مادر ) است .
متشابهات : جمع متشابه . گويند آيات متشابه آنهايى هستند كه مراد از آنها روشن نيست ، مثلا مىگويد : آن شير است ، ولى معلوم نيست آيا شير نوشيدنى مراد اوست يا حيوان درنده . به نظر مىآيد مراد از آنها تشابه در مفهوم نيست ، بلكه تشابه در مصداق خارجى آنهاست چنان كه خواهد آمد .
زيغ : انحراف . « زاغ زيغا : مال » .
تأويل : اول : رجوع . « آل اليه : رجع » تأويل : برگشت دادن .
بمعنى مفعول ( مأوّل ) نيز آيد ، منظور از آن مصداق خارجى است .
راسخون : رسوخ : ثبات . « رسخ رسوخا : ثبت فى موضعه » « راسخ فى العلم » كسى است كه در علم ثابت باشد و شكى عارضش نشود .
يذكّر : در اصل « يتذكّر » است ، تاء بذال بدل شده و در آن ادغام گرديده است .
هب : فعل امر است يعنى : عطا كن . « وهب يهب هبة » .
لدنك : لدن ظرف زمان و مكان است ، به مكان نزديك دلالت مىكند .
وهاب : بسيار عطا كننده ، بسيار هبه كننده ، صيغهء مبالغه است .
ريب : شك . بعضى شكّ بدتر گفتهاند .
ميعاد : وعده . مثل ميقات بمعنى وقت .
شرحها
پس از آنكه در آيهء
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ
از قرآن مجيد سخن رفت اين آيات در تكميل آن روشن مىكند كه قرآن به دو بخش تقسيم مىشود : آيات محكم