و بىكار و غيره موجود بوده و هست و لزوم انفاق را روشن مىكند ، بايد شكاف جوامع بشرى به وسيله انفاقهاى واجب و مستحبّ پر شود و جامعهها متعادل گردد و گرنه انفجار حتمى است و بشر در سرمايهدارى كثيف و منفور نمىتواند پيوسته زندگى كند ، اسلام نه طرفدار اشتراك و لغو مالكيت فردى و نه طرفدار سرمايهدارى بىبند و بار است ، بلكه مكتبى است واسطه ميان آن دو ، مالكيت فردى را محترم ولى محدود مىداند ، انفاق و تعديل جامعه را لازم مىشمارد ، آيات انفاقهاى واجب و مستحبّ در قرآن بيش از آنست كه با چند بحث و توضيح حق آن ادا شود .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 392
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٣٩٢