وهم هم نبوده كه احتمال خلاف آن را بدهند چون علم مقابل شك و ظن و وهم است احتمال خلاف در آن نميرود .
اقول : ظاهر اين است و بعيد نيست كه ملائكه كتبه همان صورت عمل را مينويسند اما از نيت و قصد و داعى فاعل خبر ندارند جز خداى متعال چنانچه در حديث است كه بسا انسان نماز ميگذارد با آداب هر چه تمامتر كه ملائكه مىبرند و از حجابها رد ميكنند خطاب ميرسد : برگردانيد و اضربوه وجه صاحبه لانه يريد به غيرى ، نماز نفرين مىكند به صاحبش ميگويد :
ضيعتنى ضيعك اللَّه
، و از آيه شريفه هم ميتوان استفاده كرد كه ميفرمايد :
وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً
فرقان آيه 23 . كه صورت عمل در نامه عمل نوشته شده و بدست آنها داده شده لكن چون باطنش خراب بوده مثل عبادات مخالفين كه منكر ولايت هستند و عبادات اهل ريا و سمعه كه هباء منثورا مىشود .
[ سوره الانفطار ( 82 ) : آيه 13 ]
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ ( 13 )
ابرار جمع بار يعنى نيكوكار مقابل فجار جمع فاجر يعنى بدكردار ، و نعيم بهشت است كه ميفرمايد :
فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ
واقعه آيهء 88 ، و ميفرمايد :
أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ
معارج آيهء 38 ، بر بمعنى مصدرى احسان است و بمعنى اسم مصدرى حسن است و بمعنى اسم فاعلى محسن است كه در اينجا به اين معنى است يعنى نيكوكاران . و احسان هم سه قسم است احسان بنفس و احسان به غير و احسان بدين ، اما احسان بنفس اين است كه خود را در معرض عذاب نيندازد و از فيض ثواب محروم نكند و از قابليت هدايت نيندازد بكفر و شرك و ضلالت و قساوت قلب و سياهى دل و كبر و نخوت و تسلط شيطان و حب نفس و علاقه به دنيا و غير اينها .
و اما احسان به غير هدايت ارشاد نصيحت تعليم احكام بذل مال باهل استحقاق خدمت بجامعه امر بمعروف نهى از منكر صله رحم اطاعت والدين و كسانى كه واجب الاطاعة هستند اعانت ضعفا و امثال اينها .