سوره ميتوان قرائت كرد ، و از ابى العباس از احدهما يعنى حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام روايت كرده كه فرمود :
( الم تر كيف فعل ربك و لايلاف سورة واحدة ) .
اما الكلام فى فضلها - از ابن بابويه مسندا از ابى بصير از حضرت صادق ( ع ) فرمود :
( من اكثر قراءة لايلاف قريش بعثه اللَّه يوم القيامة على مركب من مراكب الجنة حتى يقعد على موائد النور يوم القيامة )
و از خواص القرآن از پيغمبر ( ص ) روايت كرده فرمود :
( من قرأ هذه السورة اعطاه اللَّه من الاجر كمن طاف حول الكعبة و اعتكف فى المسجد الحرام )
و اخبار ديگر در ثمرات قرائت اين سوره بر طعام و بر ماء براى رفع سوء آن و شفاء امراض قلبى نقل كردهاند . تفسير :
( لِإِيلافِ )
لام غايت و غرض است كه هلاكت اصحاب فيل براى ايلاف قريش بوده و همين جمله دلالت دارد بر اينكه اين سوره با سورهء فيل يك سوره است چنانچه در سورهء و الضحى و الم نشرح اين استفاده را كرديم كه پس از آنكه ميفرمايد :
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
نعمت خود را ميشمارد :
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
. . . الآيات و ايلاف از الفت بمعنى پيوستگى و مجتمع شدن و يكدله و يك جهت به يكديگر كمك و همراهى كردن است چنانچه گفتند كه : اهل مكه از ابرهه و قومش ترسيدند و از مكه فرار كردند خداوند قوم ابرهه را هلاك كرد اينها قلبشان آرام شد و مراجعت كردند به مكه ، بعضى گفتند : چون مكه ابتداء وادى غير ذى ذرع بود سپس كه آباد شد اينها احتياجاتى داشتند كه در تابستان بروند شام و تحصيل حوائج لازمه خود را بكنند و زمستان بروند يمن و يك قسمت حوائج خود را بدست بياورند ولى خوف شديد پيدا كردند از ابرهه و اصحابش خداوند آنها را هلاك كرد كه با كمال امنيت مسافرت كنند چنانچه شرحش ميآيد ، و اقوال ديگرى هم گفتند .
اقول : بعيد نيست كه بگوئيم : اين طوايف قريش با يكديگر كمال عداوت را داشتند و اگر ابرهه بر آنها مسلط شده بود احدى از آنها را باقى نميگذاشت خداوند قوم ابرهه را هلاك كرد و در همان سال حضرت رسالت عالم را به نور مبارك خود