[ سوره الشمس ( 91 ) : آيه 12 ]
إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها ( 12 )
شقىترين ثمود را وادار كردند و منبعث نمودند و او منبعث شد بر پى كردن ناقه كه در اخبار بسيارى داريم كه شقىترين امم سابقه همين عاقر ناقه بوده حتى از نمرود و شداد و فرعون و اشباه آنها چنانچه در حديث معتبر دارد كه پيغمبر ( ص ) پرسيدند از امير المؤمنين : كيست شقىترين اولين ؟ - عرض كرد : عاقر الناقه . فرمود :
صدقت فمن اشقى الاخرين ؟ - قال : لا أعلم يا رسول اللَّه . قال : الذى يضربك على هذه
و اشاره فرمود بفرق سر . و در حديث ديگر دارد پيغمبر فرمود :
( الا احدثكم باشقى الناس رجلين ؟ - قلنا : بلى . قال : الذى عقر الناقة و الذى يضربك بالسيف يا على على هذه - و وضع يده على قرنه - حتى تبل منها هذه - و اخذ بلحيته
و عاقر ناقه گفتند : نامش قدار بن سالف بوده .
تنبيه - قاتل امير المؤمنين ( ع ) اشقى بوده از عاقر ناقه از جهت فرق و تفاوت بين امير المؤمنين آيت كبراى الهى و بين ناقه صالح ، و بواسطهء فرمايش حضرت رسول ( ص ) كه بامير المؤمنين ( ع ) فرمود :
( انبعث اشقى الاشقياء من الاولين و الاخرين شقيق عاقر ناقة صالح يضربك على قرنك حتى تخضب لحيتك )
و لذا بعض اصحاب بامير - المؤمنين ( ع ) عرض كردند : چرا شما خضاب نميكنى ؟ - فرمود : انتظار خضابى دارم كه پيغمبر به من خبر داده .
اشكال : در ميانهء آخرين اشقياى بسيار بودند و ظلم و شقاوت خود را بمنتهى درجه رساندند مثل خلفاء و معاويه و يزيد و پسر مرجانه و عمر بن سعد و شمر و بنى اميه و بنى عباس كه با ائمه اطهار چه كردند وجه اينكه ابن ملجم مرادى اشقى از همهء آنها شد چيست ؟
جواب : اينها اين همه ظلم و تعدى كه كردند يا بطمع رياست و سلطنت و حكومت بودند و اين خانواده را مزاحم خود ميديدند يا خيال ميكردند يا بطمع جايزه بودند مثل قتلهء ابى عبد اللَّه ( ع ) يا جزو قشون آنها بودند و مأموريت داشتند و خائف بودند از تخلف اوامر رؤساء و اكابر ، اما پسر مرادى نه طمع رياست داشت نه