توحيد ذاتى صفاتى افعالى ، اقتضايى : تصديق بجميع ما جاء النبى ( ص ) كه شرح آن را تفصيلا بيان كردهايم پس بنا بر اين منافى با اخبار مذكوره نيست و اما كلمهء العمرة ظاهرا اشتباه باشد و بجاى او امر بمعروف و نهى از منكر باشد زيرا حج مشتمل بر عمره هم هست .
و نكتهء ديگر : اين منافى نيست كه مؤمن بالاخره بشفاعت و مغفرت و عفو الهى نائل مىشود و نجات پيدا مىكند و اهل سعادت مىشود .
[ سوره الفجر ( 89 ) : آيات 15 تا 16 ]
فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ ( 15 ) وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ ( 16 )
پس اما انسان زمانى كه پروردگار او امتحان مىكند او را باكرام او بمال و منال دنيا و بنعمتهاى او پس تصور مىكند و خيال مىكند براى خوبى او است و نزد خدا محترم است و اما اگر امتحان كند او را پس تنگ بگيرد بر او روزى او را نااميد مىشود و ميگويد پروردگار من به من اهانت و بىاعتنايى كرده و غافل از اين است كه نه دولت و مكنت و رياست و ساير نعم الهى دليل بر خوبى او است بلكه بسا بر ضرر او باشد چنانچه ميفرمايد :
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
آل عمران آيه 178 ، و نه فقر و بلا دليل بر اهانت او است بلكه اينها امتحانات الهى است كه در نعمت بايد شكرگزار باشد و در بلا صبر و شكيبايى داشته باشد خدا ميداند هر كه را چه نحو حكمت اقتضا مىكند و مصلحت دارد و صلاح ميداند كه او را امتحان كند ملاك خوبى ايمان و اطاعت و تقوى است و ملاك بدى شرك و كفر و ضلالت و معصيت است خواهى غنى باشد يا فقير ، عزيز باشد يا ذليل ، صحيح باشد يا سقيم لذا ميفرمايد :
[ سوره الفجر ( 89 ) : آيه 17 ]
كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ ( 17 )
چنين نيست كه توهم كردهايد بلكه شما اكرام نميكنيد يتيم را . مراد ايتام فقرا كه پرستار ندارند و به زبان ما نانآور ندارند كه يكى از عبادات بزرگ اين است كه اين ايتام را پرستارى كنند اغنياء كه فاسد نشوند و بيچاره نگردند و درمانده