و شماره كنيد عده را و پرهيز كنيد خداى متعال پروردگار شما است خارج نكنيد آنها را از بيوت آنها و آنها هم خارج نشوند مگر اينكه بيايند بفاحشهء آشكار و اين است حدود خداوند و كسى كه تجاوز كند حدود خداى متعال را پس بتحقيق بنفس خود ظلم كرده نميدانى شايد خداى متعال حادث فرمايد امرى را بعد از اين .
اقول : مسائل باب طلاق بسيار است يك كتاب در فقه كتاب طلاق است اولا طلاق از ايقاعات است نه از عقود و بيد زوج است چنانچه ميفرمايد :
« الطلاق بيد من اخذ بالساق »
خواه زوجه رضايت داشته باشد يا نداشته باشد ، قبول زوجه شرط نيست مثل نكاح نيست كه طرفينى باشد ، و ثانيا اصل طلاق مذموم است و از امير المؤمنين ( ع ) از پيغمبر ( ص ) كه فرمود :
( تزوجوا و لا تطلقوا فان الطلاق يهتز منه العرش )
و نيز از حضرت رسالت است فرمود :
( ايما امرأة سألت زوجها الطلاق في غير ما بها بأس فحرام عليها رائحة الجنة )
و نيز از آن حضرت است :
( لا تطلقوا النساء الا من ريبة فان اللَّه لا يحب الذواقين و الذواقات )
و غير اينها لكن سند اين اخبار در نزد علماء شيعه اعتبار ندارد لذا حكم بكراهت فرمودهاند .
و ثالثا شرط طلاق حضور عدلين است و بايد در طهر غير مواقعه باشد ، و صيغ مخصوصه دارد مثل انت طالق يا هى طالق يا هذه طالق و امثال اينها . و رابعا طلاق اقسام زيادى دارد ، طلاق غير مدخوله عده ندارد ، طلاق يائسه اگر در سن من تحيض باشد سه ماه و اگر به حد يأس رسيده عده ندارد ، طلاق مدخوله سه قرء كه سه مرتبه حيض شود و طاهر گردد كه سه طهر لازم است ، طلاق حامل وضع حمل است .
و بالجمله احكام طلاق بسيار است بايد در فقه بيان شود ما بايد بشرح تفسير اين آيه بپردازيم .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ
خطاب به پيغمبر است لكن بقرينهء طلقتم و جملات بعد بجميع امت است ، بعض مفسرين گفتند بتقدير قل است يعنى قل للمؤمنين بنا بر اين تفسير پيغمبر خارج از اين حكم است لكن حكم عام است و لو خطاب بيك نفر باشد مثل :
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ
. . . الآيه