محققا در اين اخذ فرعون نكال آخرت و اولى را هر آينه عبرت است از براى كسى كه از خدا بترسد . تمام قضاياى امم سابقه براى تنبيه و بيدارى و عبرت است كه اثر تصديق انبياء و اطاعت آنها و اقرار بتوحيد و ايمان به خدا و رسول چه فوائد و نتايج دنيوى دارد و چه مثوبات اخروى ، و اثر كفر و شرك و تكذيب انبياء و ظلم و اذيت و معاصى و طغيان چه مضار و بليات دنيوى و چه عقوبات اخروى .
آب را ديدى كه با طوفان چه كرد * باد را ديدى كه با عادان چه كرد
جمله ذرات زمين و آسمان * لشگر حقند گاه امتحان
إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً
اما براى قلب بيدار و روشن كه قابليت هدايت داشته باشد ، و اما قلوب قاسيه سياه دل متكبر متفرعن طاغى ياغى به قدر خردلى اثر نميگذارد زيرا به كلى از قابليت افتاده مثل دانه و حبه و هسته كه فاسد شده ديگر نميرويد ، و درختى كه ريشهء آن خشك شده باشد رشد نميكند لذا بايد اين نمره را رها كرد و دور انداخت كه ميفرمايد :
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
فجر آيهء 3 . و لذا در امر بمعروف و نهى از منكر يكى از شرايط آن احتمال تأثير است و با قطع بعدم تأثير واجب نيست فقط وظيفه انبياء و علماء تبليغ است كه حجت بر آنها تمام شود نگويند :
لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى
طه آيهء 134 . لذا ميفرمايد :
لِمَنْ يَخْشى
خشيت تا ايمان نباشد و لا اقل احتمال صدق در فرمايشات انبياء ندهد خوف پيدا نميكند زيرا عقل هر ذى عقلى حكم مىكند بلزوم دفع ضرر مقطوع و مظنون و محتمل و اينها احتمال صدق نميدهند و تمام فرمايشات آنها را كذب ميپندارد ، بلى بعضى يقين بصدق پيدا ميكنند لكن حب رياست و شهوات نفسانى مانع از تصديق مىشود كه ميفرمايد :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا
نمل آيهء 14 .
[ سوره النازعات ( 79 ) : آيه 27 ]
أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها ( 27 )
در اين آيه شريفه آيات خداوند يك قسمت از مخلوقات خود كه در عظمت