كتابهاى آسمانى آوردند مخصوصا قرآن مجيد دستورات كاملا بيان كردند ، قضاياى امم سابقه را گوشزد آنها كردند ، از اوضاع قيامت آنها را خبر دادند ، و راه مستقيم را به آنها نشان دادند ، و مضار متابعت شياطين و هواهاى نفسانيه را بيان كردند مع ذلك اعراض كردند و متذكر نشدند ، و به آنها خردلى تأثير نگذاشت .
[ سوره المدثر ( 74 ) : آيات 50 تا 51 ]
كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ ( 50 ) فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ ( 51 )
گويا آنها حمارهايى هستند كه از شير فرار ميكنند . انبياء و اولياء و علما را ميگويند اينها ميخواهند ما را بدرند و پاره پاره كنند و از بين ببرند چنانچه متجددين امروزه ميگويند اين علماء مانع از ترقيات ما شدند و همه را ميترسانند و به كارهاى بيفايده و بى نتيجه وادار ميكنند و خارجيها بر ما جلو زدند و ترقى و تعالى پيدا كردند .
[ سوره المدثر ( 74 ) : آيه 52 ]
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً ( 52 )
بلكه اراده مىكند هر يك از آنها اينكه داده شود به او صحيفههاى باز شده .
يكى از بهانههاى مشركين اين است كه ما ايمان به اين كه تو از جانب خدا آمدهاى و اين قرآن كلام خدا است نميآوريم مگر اينكه خدا يك نوشته بر ما بفرستد كه اين محمد ( ص ) فرستاده من است و اين قرآن كلام من است چنانچه گفتند :
لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ
اسراء آيه 95 و اين بهانه از جهاتى باطل است :
اولا - همين انداز كه خداوند معجزهاى بدست رسولش جارى كرد كه از افعال خاصهء خدا است و قدرت بشر خارج است اين نشانى است كه اين فرستاده من است با يك دليل قطعى بر اثبات نبوت و گفتيم : اثبات نبوت بايد بدليل قطعى يقينى باشد و آن سه چيز است : اول - اقامهء معجزه كه بمنزله نشانى حق است مثل امضاء و مهر كه اثبات سند مىكند دوم - اخبار نبى سابق النبوة مثل اخبار اين پيغمبر بر نبوت انبياء سلف . سوم - اخبار معصوم ثابت العصمة بر نبوت نبى مثل اخبار ائمه معصومين باحوال انبياء و رسل و گفتيم در معجزه همين مقدار كه حجت تمام شود كافى است نبايد ملعبه اشخاص باشد كه هر كه هر چه تقاضا كند انجام دهد .
و ثانيا - اگر بنا باشد كه بر هر يك فرد صحف و كتاب نازل شود از كجا اين