روزى كه آنها را برو مياندازند در آتش و به آنها مىگويند بچشيد و تماس پيدا كنيد طعم سقر را .
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ
سحاب ابر است كه بتوسط باد و ملائكه آنها را با شدّت هر چه تمامتر ميرانند به آن محلى كه مأمور هستند ببارند كنايه از اينكه آنها را ملائكه بشدت هر چه تمامتر ميرانند با زنجيرها و غلها و تازيانهها بسوى آتش .
عَلى وُجُوهِهِمْ
بصورة و از سر آنها را پرتاب مىكنند ميانه آتش .
ذُوقُوا
كلام ملائكه است بچشيد .
مَسَّ سَقَرَ
تماس بگيريد با آتش اشاره به اينكه آتش از شما جدا نمىشود و شما هم از آتش جدا نخواهيد شد .
[ سوره القمر ( 54 ) : آيه 49 ]
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ ( 49 )
محققا ما آنچه خلق نموديم موافق حكمت و مصلحت به مقدار معلوم معيّن نه زيادهروى كرديم و نه كوتاهى ، اشاره به اينكه تمام مخلوقات روى اندازه است چيزى بيهوده و بىفائده خلق نكردهايم و چيزى كه حكمت و مصلحت داشته باشد ترك نكرديم عذاب جهنّم هم به قدر استحقاق است زيادهروى نشده ، چنانچه از اعمال صالحه هم در مثوباتش كوتاهى نكردهايم ، و همچنين در دنيا در اجزاء بدن و در امور تكوينى و تشريعى بى جا خلق نشده و فروگذار هم نشده .
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ
.
[ سوره القمر ( 54 ) : آيه 50 ]
وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ( 50 )
و نيست امر ما مگر يك امر احتياج بتكرار ندارد و تحقق پيدا مىكند مثل يك چشم بهم زدن ، گفتيم : افعال الهى احتياج بمقدّمات از تصوّر و تصديق و عزم و جزم و حركت عضلات ندارد بمجرّد اراده ايجاد مىفرمايد و گفتيم : اراده علم بصلاح است و ايجاد كه فعل بمعنى مصدرى است مشيّت است كه باصطلاح حكماء وجود منبسط مىگويند كه الاشياء كلّها يوجد بالايجاد و الايجاد يوجد بنفسه و همين معنى را در مشيت گفتند : ( الاشياء يوجد بالمشيّة و المشية بنفسها ) تعبير بلمح بصرهم از ضيق عبارت است زيرا لمح بصرهم زمانيست و ايجاد حق آنيست و آن طرف زمان