ميفرمايد :
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
اسراء آيهء 84 .
فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ
وقر سنگينى گوش يا پاره شدن پردهء گوش است كه هيچ استماع نميكنند و مراد گوش قلب است يعنى هيچ به آنها تاثير ندارد .
وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى
و اين قرآن بر آنها كوريست يعنى چشم قلب آنها كور است ابدا حقايق قرآن را درك نميكنند .
أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
اگر چه آنها بسيار نزديك هستند جسما بشما لكن روحا بسيار بعيد هستند زيرا توحيد با شرك ايمان با كفر هدايت با ضلالت نجات با هلاكت اطاعة با معصيت بينهما بون بعيد مثل كسى كه بسيار دور است كه هر چه فرياد بزنى نميشنود بالجمله قلب كه سياه شد و قساوت گرفت روى عقل را ميپوشاند كه آينه قلب است جهل تاريك مىكند زيرا نور قلب علم است
( العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء )
فى الحديث حب دنيا و هواهاى نفسانى چشم آن را كور مىكند كبر و نخوت و عصبيت گوش قلب را كر مىكند معصية از رحمت و عنايت الهى دور مىكند باندازهاى كه از حيوانات پست پستتر مىشود .
[ سوره فصلت ( 41 ) : آيه 45 ]
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ ( 45 )
و هر آينه بتحقيق داديم موسى را كتاب تورية پس اختلاف شد در او و اگر نبود كلمهاى كه سبقت گرفته بود از پروردگار تو هر آينه حكم صادر ميشد بين آنها و بدرستى كه آنها هر آينه در شك و ريب بودند .
اول كتابى كه نازل شد از جانب حق تورية بود كه پس از چهل شب در ميقات بر حضرت موسى الواح تورية نازل شد كه مفاد
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ
است و دين موسى در بنى اسرائيل تا زمان عيسى عليه السلام باقى بود ولى اختلاف شديدى شد در بنى اسرائيل كه هفتاد