سليمان مأمور به جهاد بود دستور داد كه اسبها را مرتب كنند آوردند در طرف عصر بود به نظر مباركش برسانند بسيار خشنود شد و چون حضرت سليمان دائما مشغول ذكر و اوراد بود در طرف عصر كه اين اسبها را آوردند يك قسمت متوجه آنها شد و از ذكر معمولى قدرى كاسته شد آن را خطايى از خود تصور كرد در مقام توبه و انابه و استغفار برآمد .
[ سوره ص ( 38 ) : آيه 32 ]
فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ ( 32 )
پس فرمود بدرستى كه من دوست داشتم دوستى اين اسبها را و از ذكر پروردگار باز شدم تا غروب آفتاب .
بعضى گفتند صلوة فريضهء عصر بوده كه از او فوت شده بعضى گفتند وقت فضيلتش گذشته بود بعضى گفتند نماز نافله بوده لكن در آيه اسمى از نماز نيست و لو اطلاق ذكر بر نماز شده لكن بواسطهء اشتمال نماز است بر ذكر و در قرآن مجيد تقابل انداخته بين نماز و ذكر ميفرمايد
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
- عنكبوت آيهء 44 - و بسيار از مؤمنين بالاخص انبياء و ائمه دائم الذكر بودند حتى در حال تخلّى كه فرمود
و لذكر اللَّه حسن فى كل حال
و موقعى كه اين اسبها را آوردند به نظر سليمان برسانند بسيار او را خوش آورد و توجه كرد و در اين حال از ذكر باز شد و اين را يك خطاء بزرگى ديد و غايت چيزى كه بتوانيم بگوئيم يك ترك اولى بيشتر نبود با حفظ مقام عصمت كه خطاء و اشتباه و نسيان در آنها نيست .
[ سوره ص ( 38 ) : آيه 33 ]
رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ ( 33 )