دعوت نوح گفتند
وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً
- نوح آيهء 22 الى 24 - كه اسامى بتهاى آنها بود و با اينكه نهصد و پنجاه سال آنها را دعوت فرمود ميفرمايد
وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ
- هود آيهء 42 - و پس از هلاكت تمام مشركين روى زمين باز در اولادهاى حضرت نوح تا زمان حضرت هود و صالح و ابراهيم صفحهء زمين از مشركين مملوّ شد كه فقط به ابراهيم يك لوط ايمان داشت و ساره عيال ابراهيم و همچنين پس از ابراهيم دستگاه شرك به انحاء مختلف تا زمان نبىّ اكرم رواج داشت لذا ميفرمايد :
إِنْ كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ
ان نافيه كل نكره در سياق نفى افادهء عموم اشاره به اينكه تمام امم ماضيه تكذيب رسل نمودند و كلمهء الرسل هم جمع محلّى بالف و لام است افادهء عموم دارد يعنى جميع پيغمبران را تكذيب كردند يك رسولى نبود كه مكذّب نداشته باشد و همين جريان در ائمهء اطهار هم بوده از امير المؤمنين تا حضرت بقية اللَّه هر كدام در عصر خود و هكذا در دورهء غيبت با علماء دين الى كنون كه چه بسيار مخالف و معاند و مكذّب داشتند : از شيخ كلينى عطر اللَّه مضجعه كه الان چه اهانتهايى نسبت به اين بزرگوار ميكنند كه كتاب كافى مجعولات و اخبار ضعاف است چون مشتمل بر فضائل ائمه و مثالب خلفا است و همين نحو در هر عصرى بعض آنها را كشتند بعضى را حبس كردند بعضى را رمى به كذب و فسق كردند كه
يفرون من العلماء فرار الغنم من الذئب
و
الراد عليهم كالراد علينا و الراد علينا كالراد على اللَّه و الراد على اللَّه فى حد الشرك باللَّه .