لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
فصلت آيه 37 .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 99 ]
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ( 99 )
و عبادت كن پروردگار خود را تا بيايد ترا يقين معروف و مشهور بين مفسرين و علماء اعلام تفسير كردند يقين را بموت و مرگ يعنى تا نفس آخر بايد عبادت كرد و همين معنى را در زيارت وارث گفتند .
و اطعت اللَّه و رسوله حتى اتاك اليقين
و اطلاق يقين بر موت بواسطه اينست كه حين الموت پرده برداشته مىشود و نتائج اعمال مشهود ميگردد و به همين معنا تفسير شده آيه شريفه
وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ
مدّثر آيه 48 .
و يك دسته از دراويش و صوفيه يقين را بمعنى شهود گرفتند و گفتند ما بحدّ يقين رسيدهايم ديگر نبايد عبادت كنيم و اسم خود را عارف گذاردند ، و كلمات خود را بعرفان معرفى كردند ، چنانچه در نظر است درويشى ميامد در مدرسه چهار باغ سلطانى و قصائدى ميخواند مرحوم سيد العراقين قدّس سرّه از او پرسيد نماز ميخوانى ؟ گفت : خير نميخوانم فرمود : چرا ؟ گفت : بحدّ يقين رسيدهام فرمود : مولاى شما على عليه السّلام نماز ميخواند ؟ گفت : او هم أهل حقيقت بود هم أهل طريقت لكن ممكن است گفته شود كه غرض و علّت غايى عبادت وصول بمقام يقين است كه اعظم مراتب إيمان است و از براى او سه مرتبه است : علم اليقين عين اليقين حق اليقين و در قرآن بهر سه اشاره فرموده :
كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ
تكاثر آيه 5 و 7
وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ
الحاقة آيه 51 .
إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ
واقعه آيه 95 .
و گفتند علم اليقين يقينى است كه از روى برهان و دليل و آثار يقين بمطلوب