و هبه و صلح بلا عوض نداد و بعنوان بيع داده با اينكه بيع بلا ثمن باطل است جواب - اگر به آن عناوين داده بود اظهار يك منتى بر آنها بود و مورث يك خفتى بر آنها ميشد و بيع بلا ثمن نبوده و او منت هم ندارد سپس ثمن را به آنها هبه كرده به نحوى كه متوجه نشوند كه موجب خفت باشد .
قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي
يعنى چه ميخواهيم و چه طلب ميكنيم و چه توقع داريم .
هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا
ثمنى كه برده بوديم براى خريد متاع بما برگشته و طعام براى ما مجانا واقع شده و اين نيست مگر محبت و احسان و بزرگى ملك مصر .
وَ نَمِيرُ أَهْلَنا
يعنى اگر برادرمان را همراه خود برديم و اظهار خدمت و اطاعت و تمنّاى او را كرديم براى مصرف اهل و عيال خود و توسعه بر آنها طعام وافى كافى ميآوريم و همين ثمنى كه بضاعت ما بوده ميبريم و ثانيا خريدارى ميكنيم
وَ نَحْفَظُ أَخانا
كه بر فرض شما تصور كنيد كه ما محبتى ببرادرمان نداشته باشيم و مراعات حال شما را هم نكنيم براى نفع خودمان او را محافظت ميكنيم
وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ
بار شتر هم ببرادرمان داده مىشود هم بما بيشتر ميدهند
ذلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ
معنى اين نيست كه بما كيل يسير داده شده بلكه چون امور نسبى است يعنى نسبت به آنچه كه بعدا بما داده مىشود اين يسير است و قليل و احتياج بتفسير بعضى نداريم كه بمعنى سهل و آسان تفسير كردند و اين خلاف ظاهر بلكه صريح قرآن است در مقابل
نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ
يعنى اين قليل است در مقابل كثير و ناقص است در مقابل زائد حضرت يعقوب [ ع ] چون اين را مشاهده كرد قلبا راضى شد ولى از آنها عهد و ميثاق گرفت كه آنها در محافظت او كوتاهى نكنند .