يا تقلب ، غش ، سرقت ، حيله و تزوير .
يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى
تعبير بعرض براى اينست كه گفتند ( كلّ ما بالعرض يزول ) دنيا و زخارف آن فانى مىشود و از دست ميرود ، و تعبير بادنى يا دنائت و پستى است يا از دنوّ و پيش است نسبت بآخرت
وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا
فقط تمنّاى مغفرت دارند بدون آنكه توبه كنند و دست از حرام بكشند چنانچه امروزه قرآن را مكرر ميخوانند و احكام آن را مخالفت ميكنند و ميگويند ما را خدا ميآمرزد اگر ما هم جهنم رويم على ميماند و حوضش اين معاصى ما كه چيزى نيست آن معاصى بزرگ باعث جهنم مىشود و عذاب
وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ
كه اصرار بر معاصى دارند و ندامت و توبه در كار نيست هر چه باشد و هر كجا باشد مال دنيا را ميگيرند و مىبلعند .
أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ
مخصوصا حتى در همين تورات رائج اهل كتاب لعن كرده هر كه را كه به احكام آن عمل نكند لذا نصارى در حق عيسى ( ع ) ميگويند ( فدانا من لعنه الناموس ) .
أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ
كجا دارد و در چه كتابيست كه اصرار بر معاصى بالاخص معاصى كبار را خدا ميآمرزد
وَ دَرَسُوا ما فِيهِ
مكرر خواندهاند و فراگرفتهاند كه غير از حق و واقع نسبت به خدا ندهيد
وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ
تقواى از معاصى كه سعادت و رستگارى از براى مؤمن با تقوى است
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
عقل سليم البته حكم مىكند كه اوامر الهى بايد امتثال شود و از نواهى او بايد اجتناب كرد و بهشت از براى مطيع است و استحقاق عذاب از براى عاصى مگر آنكه بيك وسيله اگر با ايمان از دنيا برود مورد عفو واقع شود لكن نبايد مطمئن شد و طغيان در معاصى و گناه كرد