براى اينست كه خارج كند كسانى را كه در راه شيطان و فى سبيل الطاغوت جنگ و مجاهده ميكنند مانند اصحاب جمل و صفين و خوارج و لشگر كربلاء و امثال اينها
أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ
اينان يعنى مؤمنين و مهاجرين و مجاهدين فى سبيل اللَّه اميدوار رحمت خدا هستند .
كلام فى معنى الرجاء
در موضوع خوف و رجاء و مسائلى كه در باره آنها طرح شده مباحثى لازم است كه ما مفصلا در مجلد سوم كلم الطيب در خاتمه كتاب متذكر شدهايم و در اينجا بطور اختصار به آنها اشاره مينمائيم .
مبحث اول در معنى خوف و رجاء : رجاء بمعنى اميدوارى است و با تمنى بمعنى آرزو و غرور بمعنى فريب و گول فرق دارد و بيانش اينست كه هر گاه انسان مقصدى در نظر داشته باشد و بخواهد به آن نائل شود اگر اسباب و معداتى كه در اختيار اوست فراهم كند و منتظر باشد كه به مقصد نائل گردد چنين كسى را ميگويند اميدوار است مانند زارعى كه موقع خود زمين را شخم نموده بذر افشانى و آبيارى مىكند و اميدوار است كه خداوند محصول خوبى به او بدهد ولى اگر بدون اينكه اسباب و معدات چيزى را فراهم كند انتظار نتيجه داشته باشد آن را تمنى و آرزو مينامند مانند زارعى كه بدون زحمت كشت منتظر حاصل باشد و اگر براى نيل بمقصودى از غير راه علل و اسباب آن بخواهد برسد و باوهام و تخيلات واهى منتظر مقصود باشد آن را غرور نامند مانند كسى كه ميخواهد بثروت و غنا از راه بخت و اتفاق نائل شود .
در مورد نيل بسعادت اخروى نيز هر گاه كسى مقدمات سعادت را از ايمان و عمل صالح و تقوى تحصيل كند و اميدوار و منتظر سعادت و نيل برحمت حق باشد