معبرين و منجمين و كهنه گفتند كه يك نفر از بنى اسرائيل بوجود ميآيد و دستگاه سلطنتى فرعون را درهم ميكوبد يا بواسطه خبرى كه از حضرت ابراهيم براى فرعون نقل كرده بودند يا بواسطه پيشبينىهايى كه منجمين و كهنه براى فرعون نموده بودند ، در هر صورت فرعونيان كوشش ميكردند كه چنين كسى بوجود نيايد و همين كه فرزند پسرى در بنى اسرائيل پيدا مىشد او را سر ميبريدند و از اين جهت خداوند حمل مادر موسى را مخفى نمود و موقعى كه متولد شد مأمور شد او را در صندوقى نهاده و در رود نيل بيندازد .
و زنان و دختران آنها را زنده ميگذاردند و بعنوان كنيزى و خدمتگزارى از آنها استفاده مينمودند و مورد شكنجه و آزار قرار ميدادند .
و بالجمله بنى اسرائيل در منتهى درجه شكنجه و فشار و سختى بودند و بزرگترين تفضل خدا بر آنها اين بود كه آنان را از چنگال دشمن رهايى بخشيد و دشمنان آنان را هلاك فرمود و البته بايد متذكر چنين نعمتى باشند . و شايد وجه اختلاف تعبير از نجات در اين آيه و آيه بعد اختلاف در نحوه نجات باشد كه اولى از آل فرعون و دومى از دريا بوده است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 50 ]
وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ( 50 )
( و ياد كنيد زمانى را كه درياى نيل را براى شما شكافتيم و شما را نجات داديم و فرعونيان را غرق نموديم و شما مشاهده مينموديد )
وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ
يعنى فصلنا البحر لعبوركم ( دريا را فصل فصل نموديم تا شما عبور كنيد ) و ملخّص قصه بنا بر نقل مجمع البيان از ابن عباس اينست كه به حضرت موسى وحى رسيد كه شبانه با بنى اسرائيل از مصر خارج شوند