او را به جنگ مىدارد ، بلكه در نعم دنيا همين حكم است : يكى ، به صدق و امانت و تقوا و كوشش و فكر به مال حلال مىرسد و ديگرى ، به بطالت و تنپرورى و خيانت و جهل از ثروت و جاه مشروع محروم مىماند و حسد او را به قتل و دزدى و خيانت و آشوب و مخالفت وادار مىكند و خداوندگار ، اين جهان را بر قواعدى مقرّر داشته است كه قابيل صفتان مخالف آنند و غالب جنگهاى شيطانى جهان از اين برخاسته است . « 1 »
فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً
. « 2 »
مؤلف : چون قابيل به كار برادر درماند ، خداى تعالى دو كلاغ را بفرستاد تا به يكديگر جنگ كردند و يكى ديگر را بكشت ، آنگه بيامد و به چنگال زمين بر رفت و او را در آنجا نهاد و خاك با سر او كرد .
علّامه شعرانى : از آيهء قرآن معلوم نمىگردد كلاغى كلاغ ديگر را كشت ، بلكه زمين را مىكند ، گويى چيزى پنهان كرده را مىجست و اين عادت كلاغ است . « 3 »
مؤلف : و « بعث » در آيه به معنى الهام است ؛ يعنى خداى تعالى الهامى داد دو كلاغ را .
و گفتهاند : معنى « بعث » تحريض است و آغاليدن . و گفتهاند : معنى تقييض است و جهانيدن و بعث و بحث و فحص يكى باشد و در مثل : كالباحث بظلفه عن حتفه .
علّامه شعرانى : گويند : جماعتى مىخواستند گوسفندى بكشند ، كارد نبود ، گوسفند به سم خود زمين را كاويد ، كاردى بيرون آمد و به آن او را كشتند و معنى مثل آن است كه به سم خود در جستوجوى مرگ خود شد . « 4 »
مؤلف : چون قابيل هابيل را بكشت ، آدم عليه السّلام او را مرثيه كرد به زبان سريانى و آدم به
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 178 .
( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 31 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 180 .
( 4 ) . همان .