علّامه شعرانى : جنّى و حورى فرستادن در چند خبر آمده است و حلال بودن خواهر و برادر از دو شكم نيز در چند روايت و معتبرتر از همه روايت قرب الاسناد از ابن عيسى از بزنطى « 1 » است . مجلسى رحمه اللّه روايات دوم را حمل بر تقيّه كرده است .
و اللّه العالم . و جاى ديگر گويد : شايد مراد زنى باشد مانند حوريه در زيبايى . و علّامه حلّى در نهاية الاصول دربارهء
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ
« 2 » گويد : اين آيه دلالت بر صحّت قول اشعرى ندارد كه گويد لغات را خداوند وضع كرده و شايد خود مردم لغت وضع كنند و معنى
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ
آن است كه وضع لغت به هدايت و الهام خداوند كرد ، مانند :
وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ
. « 3 » و باز گويد : شايد پيش از حضرت آدم مردمى در زمين مىزيستند و لغاتى وضع كرده بودند و حضرت آدم لغات آنان را آموخت و از سخن وى معلوم مىگردد [ كه ] پيش از آدم هم قومى در زمين بودند و منقرض نشده بودند . « 4 »
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ
. « 5 »
مؤلف : گفت : من تو را نكشم كه مىخواهم كه تو بازگردى از من به گناه من و گناه خودت . بيشتر مفسّران تفسير رجع بر اين دادند كه به گناه من ، يعنى گناه كشتن من و گناه تو ، يعنى آن گناه كه براى آن قربان تو قبول نكردند و آن نفاق و مخالفت فرمان خداى بود و ترك رضا به حكم او .
علّامه شعرانى : اين اختلاف نه تنها منجر به كشتن دو پسر آدم بود در آن عهد ، بلكه در هردو فرزند وى تا قيامت جارى است : يكى ، اسباب تقرّب به بارگاه الهى فراهم مىكند و به سعادت نايل مىگردد و ديگرى ، تقصير مىكند و محروم مىشود و حسد
هامش
( 1 ) . قرب الاسناد ، ص 293 ، ح 1330 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 31 .
( 3 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 80 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 176 .
( 5 ) . مائده ( 5 ) آيهء 28 .