علّامه شعرانى : حلف بنو عبد مناف على أخذ شيء من مناصب بني عبد الدار و خلطوا أطيابا و غمسوا أيديهم فيها و مسحوا الكعبة فسمّوا المطيّبين و حمر النعم ، أي الأصيل و النجيب منها . « 1 »
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
. « 2 »
مؤلف : گفتند : مراد عقل است و گفتهاند به زيادة الدين و اليقين و از آنجا كه زن ناقص عقل و ناقص دين است .
علّامه شعرانى : آن را كه خداى مختلف آفريند به علل و مصالحى جاى اعتراض نيست ، چنان كه خداى زن را با خون حيض آفريد و مرد را نيافريد . زن را نرسد كه بر خداى تعالى اعتراض كند در طبيعت خويش و نيز زن حمل برمىدارد و فرزند شير مىدهد و اينها مانع از كار دشوار و جهاد و بيرون رفتن و معاشرت و كسب است .
خداوند رزق او را بر مرد نهاد و نصيب مرد را دو برابر زن كه بايد بيشتر سرمايه داشته باشد و بيشتر كسب كند . و عقل مرد در معيشت بيش از زن است و نبايد از حكم خداى بيرون رفت . « 3 »
وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا
. « 4 »
مؤلف : انس مالك روايت كرد كه رسول عليه السّلام گفت : خداى تعالى حسنات مؤمن را ثواب باز نگيرد ، به سبب رزقى كه او را داده باشد در دنيا و امّا كافر ، حسنات او به رزق برابر كند تا چون با قيامت آيد ، او را حسنتى نباشد .
علّامه شعرانى : آنچه از خداى تعالى به بنده رسد ، در جزاى رنج او دو قسم است :
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 42 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 34 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 380 .
( 4 ) . نساء ( 4 ) آيهء 39 .