زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ
. « 1 »
مؤلف : شهوت معنى باشد كه ايجاب صفت مشتهى كند و از جملهء اعراض مخصوصه است كه قديم تعالى مختصّ است به قدرت بر آن و از جملهء اصول نعم است .
علّامه شعرانى : متكلّمين قديم افعال را بر دو قسم مىكردند : يكى آنكه قدرت بر آن كسى ندارد ، مگر خداى تعالى و دوم آنكه هم خدا بر آن قدرت دارد و هم ديگرى .
و قسم اوّل را اصول نعم گويند و معتزله كه اصل سخن از آنان برخاسته ، مقصود خويش را منقّح نساختهاند . و حقّ آن است كه چون وجود ممكن بسته به وجود حقّ است و در بقا بىنياز از او نيست ، در فعل هم هرچه كند به قدرت و اراده و اختيار حقّ كرده است ، بىآنكه جبر لازم آيد : « و لا جبر و لا تفويض بل أمر بين الأمرين » . و اصول و فروع نعم همه به قدرت حقّ است . « 2 »
وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ
. « 3 »
مؤلف : نزد بعضى قنطار بر وزن فنعال و مقنطره مأخوذ از آن است از براى تأكيد و اصل آن در احكام است . يقال : قنطرت الشي أي أحكمته .
علّامه شعرانى : قنطار اصلا يونانى بوده است و معرب شده و امروز در زبانهاى خارجى كنتال گويند و خوارزمى گويد : قنطار 120 رطل است . « 4 »
وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ
. « 5 »
مؤلف : [ روايت مفصّلى را نقل مىكند كه اسب از باد جنوب آفريده شده است . ]
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 14 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 461 .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 14 .
( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 185 .
( 5 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 14 .