علّامه شعرانى : اهل كتاب را به اينگونه حساب عنايتى عجيب است و ابو الفرج بن عبرى در تاريخ مختصر الدول در شرححال ابراهيم عليه السّلام گويد : خداوند تعالى دربارهء اسماعيل گفت : أكبرته طب طب ، به زبان سريانى ، يعنى او را بزرگ مىكنم بسياربسيار و چون حروف آن را به حساب جمل جمع كنيم ، ششصد و پنجاه و شش مىشود و اين مدّت ملك عرب است از اولاد اسماعيل ؛ چون آخرين خليفهء عبّاسى مستعصم در اين سال كشته شد و دولت خلفا منقرض گشت . يكى از علماى اسلام مطابق مذاق آنان گويد : به جاى طبطب سريانى در لغت عبرى به مادماد آمده است و آن به حساب جمل مطابق با محمّد است ، يعنى 92 و حضرت اسماعيل را خداى تعالى به سبب آن حضرت بزرگ كرد . « 1 »
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
. « 2 »
مؤلف : معنى آيت آن است كه تأويل آيات متشابه كس نداند مگر خداى عز و جل ، فأمّا راسخان علم گويند : آمنّا به ؛ چنانكه « و الراسخون » مبتدا باشد و « يقولون » خبر او بود .
علّامه شعرانى : بنابراين
وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
قرينهء
الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ
است ، يعنى مردم در متشابه دو قسمند : گروهى آيات متشابه را وسيلهء گمراه ساختن و فتنهانگيختن مىكنند و چون در آيه احتمالى راه يابد آن را تأويل آيه قرار مىدهند ؛ مثلا اطاعت أولى الأمر را دليل خلفاى جور و آيات يد اللّه و وجه اللّه را دليل تجسّم حقّ و امثال آن . گروه دوم كه راسخان در علمند ، هرچه را ندانند به تكلّف تأويل نمىكنند و به ندانستن آن اعتراف مىكنند و مانند جاهلان دعوى علم به همهچيز ندارند و مىگويند هرچه خدا گفت ، حقّ است و اگر به نظر ما درست نيايد و
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 444 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 7 .