عالم مدبّر بايد سپرد . رسم جاهليّت است كه پندارند آنكه مال بيشتر دارد عقل بيشتر دارد و تدبير امّت را سزاوارتر است با اينكه مالداران فكرشان از آغاز در چند مورد خاصّ به كار رفته ، از امور عامّه غافلند و بسيار خائف و بددل و احكام و قوانينشان مبنى بر ترويج فضائل و عدل نيست بلكه بر حرص و جمع مال است : خمر و ميسر را در جاهليّت ممدوح مىشمردند و به قمار و زنا فخر مىكردند كه از آن مال به دست مىآمد ، اگرچه فضائل را مىبرد . « 1 »
قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا
. « 2 »
مؤلف : گفتهاند براى آن گفتند :
أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا
كه در بنى اسرائيل دو سبط بودند : يكى سبط نبوّت و يكى سبط مملكت ، سبط نبوّت سبط لاوى بن يعقوب بود كه موسى و هارون از آن سبط بودند و سبط مملكت سبط يهود ابن يعقوب بود كه داود و سليمان از آن سبط بودند .
علّامه شعرانى : طالوت پيش از داود و سليمان بود . « 3 »
مؤلف : از بىعلمى و بىرأيى بود كه نادان بر دانا و ضعيف بر قوى و جاهل بر عالم و مأمور بر آمر و رعيّت بر امام زبان جهل دراز كرد تا او به شكايت ، حكايت آن نكايت كرده ، حتّى لقد قالت قريش : إنّ عليا رجل شجاع لكن لا علم له بالحرب للّه أبوهم هل كان فيهم أحد أطول لها مراسا منى و أشدّ لها مقاساة لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين ثمّ ها أناذا قد ذرفت على الستّين و لكن لا أمر لمن لا يطاع .
علّامه شعرانى : آنگاه كه مردم تصميم به دفع دشمن گيرند و آزار دشمن آنان را برانگيزاند و بزرگان و خردمندان دريابند كه هركس تنها و به رأى خود نبايد به دفع دشمن كوشد كه فيروز نگردند ، مگر همه باهم اتّحاد كنند و اعمال خويش را با
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 291 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 247 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 292 .