فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ
. « 1 »
مؤلف : در معنى او خلاف كردهاند ، بعضى گفتهاند : گوسفندى بود و هو قول على عليه السّلام . و ابن عبّاس و الحسن و قتاده روايت كردهاند از عايشه و عبد اللّه عمر كه گفتهاند : و اشترى باشد يا گاوى و تفسير چنين دادهاند كه هر اشترى كه به دست آيد يا هر گاو كه ميسّر شود . و اين تخصيص عموم باشد بىدليل . پس از اين وجه قول اوّل درستتر باشد .
علّامه شعرانى : قول اوّل قول على عليه السّلام كه گوسفندى كافى است و واجب نيست گاو يا شتر . و علّت درستى اين قول آنكه هدى عام است و شامل گوسفند مىشود و تخصيص به گاو و شتر بىدليل است . و اگر گويى مرغ يا بيضه را هم هدى توان گفت و عمل به عامّ كردن اگر واجب باشد ، مرغ هم توان هدى كردن ، طبرى جواب داده است :
اگر در مرغ خلاف بود و كسى آن را تجويز كرده بود ، ما هم تجويز مىكرديم به عموم آيه ، و ليكن اتّفاق است بر آنكه بايد از انعام باشد . « 2 » و تفسير اين آيه در اين كتاب ، اقتباس از طبرى است . « 3 »
مؤلف : هدى جمع است و واحدش هديه باشد . ابو عبيده گفت از ابو عمرو كه گفت : اين را نظير نيست ، مگر جدية السرج و الجمع جدى . اگر گويند من باب تمرة و تمر باشد ، بعيد نبود .
علّامه شعرانى : يعنى اگر بگوييم هدى جمع هديه نيست ، بعيد نبود ، چنانكه تمر جمع تمره نيست ، بلكه تمر اسم جنس است و تمره واحد آن . « 4 »
مؤلف : راوى خبر گويد : مسوّر ابن مخرمه گفت : عامّ الحديبيّه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله با مشركان قريش صلحى كرد به حسب مصلحت و صلحنامه بنوشتند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 196 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 327 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 105 .
( 4 ) . همان .