را و مرحوم مجلسى به معنى كلام علما توجّه كافى نكرده است ، با آنكه در بسيارى مواضع عبارات آنان را آورده . « 1 »
مؤلف : و از ميان مسلمانان خلافى نيست در وجوب حجّ ، امّا در وجوب عمره خلاف كردهاند مذهب ما و مذهب شافعى بر قول حديث .
علّامه شعرانى : شافعى دو فتوا دارد : قديم و جديد و اين بر قول جديد اوست و حديث اينجا به معنى جديد است . « 2 »
مؤلف : [ در مورد وجوب عمره اقوالى را نقل مىكنند و سپس مىگويد : ] دليل بر صحّت مذهب درست ، قرائت عامه قرّاست
وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ
خدا امر كرد به عمره ، همچنانكه امر كرد به حجّ و امر از خداى تعالى دليل ايجاب كند تا دليل برخيزد كه مراد ندب است .
علّامه شعرانى : ابو بكر جصّاص از حنفيّه به تكلّف عجيبى گويد : « 3 » اين آيه دلالت بر وجوب شروع در عمره و حج نمىكند ، بلكه اگر شروع كرد ، بايد تمام كند . و بههر حال ، اجماع اماميّه كافى است . « 4 »
مؤلف : مردى از سعيد بن جبير پرسيد كه عمره فريضه است يا سنّت ؟ گفت :
فريضه است . مرد گفت : شعبى مىگويد كه سنّت است عمره . گفت : شعبى دروغ مىگويد و اين آيه برخواند . و اخبار در اين معنى بسيار است .
علّامه شعرانى : دو مسأله است شبيه به هم و بعضى اين دو را يكى پندارند : مسألهء اوّل اين است كه مؤلّف اينجا آورده و ميان علماى اسلام خلاف است ؛ ابو حنيفه و اهل عراق ، عمره را مستحبّ مىدانند « 5 » و شيعهء اماميّه و شافعى واجب « 6 » و به قول ابو حنيفه
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 451 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 101 .
( 3 ) . احكام القرآن ، جصّاص ، ج 1 ، ص 263 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 101 .
( 5 ) . الخلاف ، ج 2 ، ص 262 - 263 ، مسألهء 28 .
( 6 ) . همان .