و گفتهاند : تحريم بحيره « 1 » كه در آيت مذكور است . « 2 »
قالُوا وَجَدْنا ؛
يعنى : ايشان را از معاصى نهى مىكردند ، مىگفتند : « 3 »
وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا :
برين يافتيم پذران خوذ را ،
وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها :
خذاي - تعالى - ما را بمعاصى امر فرموذ .
و اين مذهب ايشان ، بميراث باكثر مسلمانان رسيذه است .
قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ :
بگو اى محمد ! خذاى - عز و جل - بمعاصى امر نفرمايذ .
أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ؛
يعنى : نسبت مىكنيذ ؟
و اين استفهام ، انكارست . و نهى ، متضمن آنست .
و العجب كه سياقت آيت به اين قاعده رانند ، و آنگه اعتقادشان بخلاف اين بوذ ، و خذايرا - تبارك و تعالى - تكذيب كنند .
هامش
( 1 ) - بحيره : ناقه يا گوسپند كه در جاهليت هرگاه ده بطن مىزاد ، گوش آن را شكافته سرمىدادند تا برود و بچرد هرجا كه خواهد و چون مىمرد ، گوشت آن را مردان خوردندى و به خورد زنان ندادندى ( دهخدا ) .
( 2 ) - كشف الاسرار 3 / 585 .
( 3 ) - اصل نسخه : « مىگفتند وجدنا » .