و « جاهليت » ، حالت شرك و كفر است . و « ظن جاهليت » ، ابطال نبوات و شرايع است . « 1 »
زجاج گويذ : يعنى از منافقان كه گريختند ، ظن ايشان آن بوذ كه كارستان « 2 » رسول - صلى اللّه عليه و آله و سلم - مضمحل و ناچيز و منقطع شذ . « 3 »
و گفتهاند : ظن ايشان آن بوذ كه حق با كفارست كه بر رسول و مؤمنان غلبه يافتند . ازين جهت روي بگريز نهاذند و برگشتند . « 4 »
[ 23 - پ ]
يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ [ مِنْ ] شَيْءٍ :
حسن گويذ : عبد اللّه ابى را گفتند : بنو خزرج را بكشتند . گفت : هل لنا من الامر شى ؟ ما را از تدبير نفسهاى ما منع كردند ، و ما را در هيچ كاري به اختيار خوذ رهانمىكنند ؛ يعنى : محمد قاهرست و ما مقهور . كى باشذ كه اين قهر و غلبه و اجبار از ما منقطع شوذ ؟ « 5 »
و گفتهاند :
« ليس لنا من الامر شى » ؛
يعنى : ما را از وعدهء ظفر و نصرت چيزى نيست . « 6 » و اين بطريق تكذيب
هامش
( 1 ) - طبرى 7 / 320 .
( 2 ) - كارستان : كارسان ، حكايت ، تاريخ ، ترجمه ، شرححال . ( دهخدا )
( 3 ) - كشف الاسرار 2 / 312 .
( 4 ) - فخر رازى 3 / 105 .
( 5 ) - طبرى 7 / 322 رقم 8093 ، تبيان 3 / 24 .
( 6 ) - اصل نسخه : چيزى هست .