و محصور اين حكمت در تفكر شيعه متاثر از بيان نورانى مولاى متقيان على عليه السلام است كه فرمود :
« عندنا اهل البيت ابواب الحكم و ضياء الامر . » « 1 » * نزد ما اهل بيت درهاى حكمت و نور اسرار است .
2 - ولايت راه وصول به حكمت :
مرحوم قاضى براساس تفكر ولايى شيعه معتقد بود كه :
« محال است كسى به مرحله كمال برسد و حقيقت ولايت براى او مشهود نگردد . زيرا وصول به توحيد فقط از راه ولايت است . ولايت و توحيد يك حقيقت مى باشند . بنابراين بزرگان از معروفين و مشهودين از عرفا كه اهل سنت بوده اند يا تقيه مى كرده اند و در باطن شيعه بوده اند و يا به كمال نرسيده اند . » « 2 »
همچنين مرحوم قاضى در نامه اى كه به علامه طباطبايى مى نويسد صراحتا مى فرمايد :
« تمام طرق معرفت توسل به ائمه اطهار و توجه تام به مبدا است . » « 3 »
اين سخن مرحوم قاضى برآمده از كلام نورانى مولاى متقيان على عليه السلام در وصف اهل بيت عليهم السلام است :
« هم موضع سره و لجأ امره و عيبه علمه مومل حكمه و كهوف كتبه و جبال دينه بهم اقم انحناء ظهره و اذهب ارتعاد
» « 4 »
اهل بيت مركز سرالهى و محل ظهور اوامر و خزانه ى علم او و كانون حكمت خدا و نگهداران كتب او و اركان و استوارى دين خدا هستند به بركت وجود خاندان رسالت انحرافات از دين رخت برمى بندد و تزلزل در آن فرو مى نشيند .
انسان يك گوش سَر دارد و يك گوش سِر تا زمانى كه گوش سَر باز است گوش سر بسته است . به قول جناب مولوى :
پنبه اندر گوش سِر گوش سر است * تا نشد اين كر آن باطن كر است
بىحس و بى گوش و بيفكرت شويد * تا پيام ارجعى را بشنويد
تربيت در مكتب ولايت اهل بيت عليهم السلام موجب مىشود كه گوش سِر انسان باز شود و نور حكمت و معرفت به سوى جان سرازير گردد . به همين دليل در دعاى زيارت جامعه كبيره اهل بيت عليهم السلام را محل معرفت الله و معادن حكمت الله ميخوانيم :
« السلام على همال معرفه الله و مساكن بركه الله و معادن حكمه الله . . . »
هامش
( 1 ) - روح مجرد - ص 343
( 2 ) - اسوه عارفان - ص 123
( 3 ) - نهج البلاغه - خطبه دوم
( 4 ) - يادنامه علامه طباطبايى - ص 62