4 - بهرهمندى از اذكار و اوقات ويژه
دادن ذكر و تأكيد بر انجام آن با آداب ويژه آن ، از جمله سفارشات مؤكد آيتاللّهقاضى بوده است كه در اين خصوص شاگرد ايشان مرحوم آيتاللّه كشميرى مىفرمايد :
« آقاى قاضى مىفرمودند : مسجد سهله صبح جمعهاش بهتر از شبجمعه است . ايشان زيارت ششم اميرالمؤمنين عليه السلام را بسيار عظيمالشأن مىدانستند و به انجام ذكر يونسيه در سجده و تسبيحات اربعه بعد از نماز و مراقبه سفارش اكيد داشتند . مرحوم آقايقاضى خواندن سوره قدر را 100 مرتبه در شب و عصر جمعه دستورمىدادند ، خود معظم له نوعاً بينالطلوعين به قبرستان وادىالسلام مىرفتند و به شاگردانشان هم دستور مىدادند . چنانچه در روايت وارد شده كه بينالطلوعين به قبرستان برويد . »
مرحوم قاضى به اذكارى كه شايد براى برخى به خاطر آنكه همه افراد از آن بهرهمند مىشوند كم جلوه نمايد ، توجه خاصى داشتند و براى حضرت ايشان نه تنها به اين شكل نبوده بلكه به عظمت و اهميتآن اشاره مىفرموده است . ايشان در سفارشى مىنويسند :
« و بعد از نمازهاى واجب ، تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام ترك نشود ، همانا آن از ذكر كبير به شمار مىآيد و حداقل در هر مجلسى يك دوره ذكر
شود . »
5 - توسل و ايجاد ارتباط با اهل بيت عليهمالسلام
در روش سلوكى مرحوم قاضى توجه تام به امر ولايت كاملًامشهود است و در تمام حالات و اشاراتش به اين امر مهم تأكيد مىفرموده است ، به آن حد كه ولايت را تجلى و ظهور توحيد مىدانسته ، مىفرمايد : « ولايت مندك در توحيد است و اصلًا وصول به مقام توحيد و سير صحيح الىاللّه و عرفان ذات احديت بدون ولايت امامان و خلفاى به حق از اميرالمؤمنين عليه السلام و فرزندانش ، از بتول صلواتاللّهعليه امحال است . »
آقا سيدعلىقاضى علاقه خاصى به عيد غدير داشتند ، به همين مناسبت در اين روز به ياد ماندنى و مهم جهان اسلام ، مراسم جشن و شادمانى بر پا مىكردند و خطبه پيامبر صلىاللهعليهوآله در عيد غدير را براى حاضران در مجلس جشن خوانده مى شد .
اظهار ارادت به ساحت مقدس معصومين عليهمالسلام در تمام زندگى آن عارف روشن ضمير سارى و جارى بوده است . محبت مكنون آن جناب به حضرت امامحسين عليه السلام زبانزد خاص و عام بوده است تا آنجا كه آيت اللّه نجابت مىفرمايد :
« ايام زيارتى كه مىشود حالش دگرگون است ، آنقدر كه اگر نتواند زيارت برود آرام
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى) — صفحة 304
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣٠٤