قدر طاقت و دوام حضور و ترك همّ و غم و سرور و اشباه آنها بپردازند و كم كم در خود فرا گرفته ، تا ملكه شود . . . انشاءاللّهتعالى . »
عمل كردن به معارف و راه كارهاى آن
همانطور كه عرض شد سالكالى اللّه براى رسيدن به مقصود و هدفش كه وصول به بارگاه حضرت حق جلّ جلاله مىباشد بايد كسب معرفت كند و آگاهىهاى لازم را به دست آورد . پس از آنكه شناخت كافى به دست آمد نوبت به عمل و اجراء هر كدام از آن دانستهها است . در سيره و روش سلوكى مرحوم آيتاللّهقاضى چند سر فصل جهت اين موضوع مهم پس از بررسى زندگىنامه و نقل ارتباط شاگردان آن عارف عظيم به دست مىآيد كه به صورت كلى در پنج عنوان توضيح داده مىشود .
1 - مقيد بودن به آداب شرع
آنچه كه از تاريخ زندگى اين مرد بزرگ مشهور است ، مقيد بودن به احكام و فرامين اسلامى مىباشد كه به عنوان نمونه مرحوم آيتاللّه نجابت در اين خصوص مىفرمايد :
« من سفر بسيار كردهام ، با بزرگان عالم اسلام محشور بودهام و ازاحوال بسيارى از آنان با مشاهده آگاهم اما حقيقتا هيچ كس را همانندقاضى تا بدين حد مقيد به آداب شرع نديدهام . »
او آن چنان در اين تقيد خود محكم و راسخ است كه عدهاى اين همه رعايت شرع را بر نمىتابند و نمىخواهند باور كنند كه مىشود فردى اين چنين باشد ، پس مىگويند : « قاضى كه اينقدر خود را مقيد به آداب كرده ، شخصى ريايى و خودنماست . »
مخالفان ايشان به هر طريق ممكن نارضايتى خود را ابراز داشته و تا آنجا كه ممكن بود در فضاى حاكم بر حوزه عليمه نجف كه همه محصلين و حتى مردم عادى از فقاهت و مرجعيت تبعيت كرده و آن را ارزش مطلق مىدانند ، بهره گرفته و روش و منش و رفتار آن مرحوم را مخالف با آن موارد قلمداد مىكردند . فرزند ايشان سيدمحمدحسنقاضى در همين خصوص مىگويد :
« در برابر افرادى كه با روش عرفانى او مخالفت مىورزيدند ، سكوت مىكرد و رفقاى خود را هم امر به آرامش مىنمود و اين عمل براى من غير قابل تحمل بود و پدرم مكرر مىفرمود : نمىخواهم در تاريخ نوشته شود كه قاضى به علت مخالفت با فقهاى روزگار خود به قتل رسيد . »